حرف های آسمونی

توصیف قرآن در مورد بهشت و بهشتیان

أُوْلَئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُواْ وَیُلَقَّوْنَ فِیهَا تَحِیَّةً وَسَلَماً
خَلِدِینَ فِیهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً

آنان (بندگان رحمن) به خاطر آن که صبر کردند، غرفه‏هاى بهشتى داده مى‏شوند و در آن جا با تحیّت و سلام گرم روبرو خواهند شد.
در آن جا، جاودانه هستند. چه نیکو جایگاه و منزلگاهى است.

غُرفة» به اتاقى گویند که از کف زمین بالاتر باشد و چشم‏انداز داشته باشد. 

1- بهشت را به بها دهند، نه بهانه. «یُجزون... بما صبروا»
2- بنده‏ى خدا شدن، به صبر و پشتکار نیاز دارد. «بما صبروا»  

--------------------------------------------------------

لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَآءُونَ خَلِدِینَ کَانَ عَلَى‏ رَبِّکَ وَعْداً مَّسْئُولاً

راى اهل بهشت آن چه بخواهند موجود است. آنان براى همیشه در آن جا هستند. (این پاداش) بر پروردگارت وعده‏اى است واجب.

خواسته‏هاى اهل بهشت، همچون خواسته‏هاى خداوند در چهارچوب حکمت است. یعنى همان گونه که «یفعل ما یشاء» از طرف خداوند در قالب کار حکیمانه است. «لهم فیها ما یشاؤن» نیز از سوى مؤمنان در قالب تقاضاى حکیمانه است و چنین نیست که مؤمنان بخواهند اهل دوزخ رها شوند، یا درخواست کنند که به درجات انبیا راه یابند، زیرا این گونه تقاضاها حکیمانه نیست.

١- انسان، تنها در بهشت به همه‏ى آرزوهاى خود مى‏رسد. «لهم فیها مایشاءون»
2- در بهشت، هر چه بخواهند هست. «لهم فیها مایشاءون» ولى در مورد دوزخیان مى‏خوانیم: «و حیل بینهم و بین ما یشتهون» میان اهل دوزخ و آن چه مى‏خواهند حایلى قرار مى‏گیرد.
3- خدا عمل به وعده‏هاى خود را بر خود لازم کرده است. «على‏ربّک وعداًمسئولا»  

--------------------------------------------------------------

 أَلَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ

کسانى که بهشت برین را ارث مى‏برند و در آن جاودانه خواهند ماند.

کلمه‏ى «فردوس» به معناى بوستان، برترین جاى بهشت مى‏باشد. و چون به جاى جنّت بکار رفته، براى آن ضمیر مؤنث آمده است.
اهمّیت امانت در روایات به نماز و روزه و حجّ مردم ننگرید، به صداقت و امانتدارى آنان بنگرید.

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در آخرین لحظه‏هاى عمر خود به حضرت على‏علیه السلام فرمود: «ادّ الامانة الى البّر و الفاجر فیما قلّ و جلّ حتّى الخیط و الَمخیط» امانت را به صاحبش برگردان، چه نیکوکار باشد و چه گناهکار، ارزشمند باشد یا ناچیز، اگر چه مقدارى نخ باشد و یا پارچه و لباسى دوخته شده.

1- قانون شکنى، تجاوز به حدودى که خداوند تعیین نموده مى‏باشد. «العادون»
2- به سراغ گناه رفتن نیز گناه است. «ابتغى - عادون»
3- مؤمن، متعهّد است. «عهدهم راعون» خلف وعده، نشانه‏ى ضعف ایمان است.
4- مراعات عهد وپیمان لازم است، گرچه در عمل نتوانیم وفا کنیم. «راعون» نه «موفون»
5 - در معرّفى سیماى مؤمنان، نماز هم در ابتدا مطرح شد: «فى صلوتهم خاشعون» و هم در پایان «على‏صلوتهم‏یحافظون» این تکرار وتأکید، نشان اهمیّت نماز است.

--------------------------------------------

وَأَنَّکَ لَا تَظْمَؤُاْ فِیهَا وَلَا تَضْحَى‏

ودر آنجا (بهشت)، نه تشنه مى‏شوى و نه از حرارت آفتاب آزار مى‏بینى.

-------------------------------------------

سوره سوره مریم آیه 63

تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ کَانَ تَقِیّاً

این، همان بهشتى است که به هر یک از بندگان پرهیزکار خود به ارث مى‏دهیم.

در آیه قبل کلمه‏ى «جنّت» به صورت مفرد بکار رفته بود، «یدخلون الجنّة»، ولى در این آیه کلمه‏ى «جنّات» به صورت جمع مطرح شده و این نشان مى‏دهد که باغ و بوستان اهل بهشت مجموعه‏اى از بوستان‏هاى متعدّد است.
این تعبیر شاید به خاطر آن باشد که هر یک از بهشتیان داراى چهار باغ مى‏باشند که در سوره‏ى الرّحمن به آن اشاره شده است: «و لمَن خاف مقام ربّه جنّتان... و من دونهما جنّتان» یعنى براى هرکس که اهل تقوا باشد، دو باغ است و پس از توصیف دو باغ مى‏فرماید: غیر این دو باغ، دو باغ دیگر نیز هست که روى هم مى‏شود چهار باغ که این دو باغ یا نزدیک‏ترند و یا سطح پایین‏ترى دارند و یا به خاطر اختلاف درجات اهل بهشت، نوع باغها نیز تفاوت دارد.

قرآن کریم از تحقّق یافتن وعده‏هاى الهى بارها سخن به میان آورده است، از جمله فرمود: «و مَن اوفى بعهده من اللّه» کیست که از خداوند با وفاتر باشد؟
ستایش بهشت به اینکه در آنجا لغوى نمى‏شنوند، هم توصیه به امروز ماست که از لغو دورى کنیم و هم اشاره به این است که سخنان یاوه کفّار و شنیده‏هایى که مؤمنان را در دنیا رنج مى‏داد، در آنجا نیست.
در جمله‏ى «نورث مَن کان تقیّا» هم به تقوا اشاره شده است که کلید بهشت است و هم تعبیر ارث آمده که به معناى رسیدن به مال و نعمت بدون رنج و زحمت است. گرچه تقوا کلید بهشت است، امّا آن همه پاداش، ارث خدا به ماست و اعمال ما به این اندازه پاداش ندارد و در حقیقت پاداشهاى ما ارثى است که از طرف خداوند بدون رنج به ما مى‏رسد.
در حدیثى مى‏خوانیم: هر انسانى در بهشت و دوزخ جایگاهى دارد؛ اگر اهل بهشت شد، جایگاه دوزخى او به دوزخیان ارث مى‏رسد و اگر اهل دوزخ شد، جایگاه بهشتى او به بهشتیان ارث مى‏رسد. شخصى به امام صادق‏علیه السلام از درد معده‏اش شکایت کرد. حضرت به او فرمودند: دو نوبت غذا بخور، صبح وغروب، و بین آن دو غذا نخور که موجب فساد بدن مى‏شود. آنگاه این آیه را «رزقهم فیها بکرة وعشیّا» تلاوت کردند.

1- استقرار در باغ‏هاى بهشت همیشگى است. «جنّات عدن»
2- سرچشمه‏ى آن همه الطاف موعود، لطف خداوند رحمان است. «وعد الرحمن»
3- ما امروز حقیقت وعده‏هاى خداوند را درک نمى‏کنیم. «بالغیب»
4- کلام رایج بهشتیان، سلام است. «لایسمعون... الا سلاما» محیط بهشت، محیطى امن و سالم است و بهشتیان، هم از فرشتگان سلام مى‏شنوند، «سلام علیکم طبتم»  و هم از دوستان خود. «فسلام لک من اصحاب الیمین»
5 - در بهشت تنوّع زمان (بامداد و غروب) وجود دارد. «بکرة و عشیّا»
6- در بهشت هم امنیّت روحى است، «الاّ سلاما» و هم تأمین نیازهاى جسمى. «رزقهم بکرة و عشیّا»
7- در عطا کردن بهشت، برگرداندن و نقضى در کار نیست و این، قوى‏ترین نوع مالکیّت است.  «نورث»
8 - بهشت، میراث پرهیزکاران است. «نورث من عبادنا مَن کان تقیّا»

--------------------------------------------------

سوره سوره مریم آیه 59, 60

فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوةَ وَاتَّبَعُواْ الشَّهَوَ تِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّاً
إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَلِحاً فَأُوْلَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لَایُظْلَمُونَ شَیْئاً

آنگاه پس از آنان، جانشینان بد و ناشایسته‏اى آمدند که نماز را ضایع کردند و هوسها را پیروى کردند. پس به زودى (کیفر) گمراهى خود را خواهند دید.
مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، پس آنها داخل بهشت مى‏شوند و به هیچ وجه مورد ستم قرار نمى‏گیرند (و از پاداششان کاسته نمى‏شود).


1- گاهى فرزندان ونسل آینده، زحمت‏هاى پدران را تباه مى‏کنند. (گاهى از خوبان، نسل نااهل پیدا مى‏شود) «خَلْف اضاعوا الصلوة»
2- نماز محور دین است. (براى نشان دادن چهره‏ى نسلى به نسل دیگر، ضایع کردن نماز آنان را نشان مى‏دهد) «فخلف خَلْف اضاعوا الصلوة»
3- نماز، سدّى است میان انسان و شهوت‏ها و اگر این سدّ شکسته شود، پیروى از شهوت‏ها براى انسان آسان مى‏شود. «اضاعوا الصلوة واتّبعوا الشهوات»
4- کسى که از رابطه با خدا (نماز) جدا شد، به شهوات پیوند مى‏خورد. «اضاعوا الصلوة واتّبعوا الشهوات»
5 - رونق یافتن شهوات، غىّ و گمراهى است. «واتّبعوا الشهوات... یلقون غیّا»
6- کیفر ضایع کردن نماز، سردرگمى است. «یلقون غیّا» (رشد واقعى در سایه‏ى معنویّت است)
7- سرنوشت ملت‏ها به دست خود آنهاست «اضاعوا... یلقون... الاّ من تاب...»
8 - توبه، یک تحول است نه تظاهر. «تاب و امن و عمل صالحاً»
9- شرط رستگارى و ورود به بهشت، توبه وایمان و عمل صالح است. «تاب و آمن و عمل صالحا... یدخلون الجنّة»

----------------------------------------------

سوره سوره‏ کهف آیه 107, 108

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّلِحَتِ کَانَتْ لَهُمْ جَنَّتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً
خَلِدِینَ فِیهَا لَا یَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلاً

یقیناً آنان که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، بهشت برین برایشان منزلگاه پذیرایى است.
همواره در آن جاودانه‏اند ودرخواست دگرگونى وجابه‏جایى نمى‏کنند.

پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله فرمود: بهشت صد درجه دارد که بهترین آنها «فردوس» است. هرگاه دعا مى‏کنید، از خداوند فردوس بخواهید.

-------------------------------------------------

سوره سوره‏ کهف آیه 31

أُوْلَئِکَ لَهُمْ جَنَّتُ عَدْنٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ الْانْهَرُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَاباً خُضْراً مِّن سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرآئِکِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً

آنان برایشان باغهاى جاودانه‏اى است که نهرها از زیر (قصرها و تخت‏هایشان) جارى است. درآنجا بادستبندهایى طلایى آراسته مى‏شوند وجامه‏هاى سبز از حریر نازک وضخیم مى‏پوشند، درحالى که در آنجا بر تخت‏ها(ى بهشتى) تکیه داده‏اند. چه نیکو پاداشى و چه خوش جایگاهى!

«عَدن» یعنى اقامت وجایگاه. «أساور» جمع «أسوره» به دستبند، «سُندس» به ابریشم نازک و «اِستبرق» به حریر ضخیم گفته مى‏شود و «أرائک» جمع «أریکه» به تخت سلطنتى که با تور پوشانده باشند، گفته مى‏شود.
در دو آیه‏ى قبل، درباره‏ى دوزخیان خواندیم: «بِئسَ الشّراب و ساءت مُرتفقا» چه بد نوشیدنى و چه بد جایگاهى و این آیه درباره‏ى بهشتیان مى‏فرماید: «نعم الثواب و حَسُنت مُرتفقا» چه نیکو پاداشى و چه خوش جایگاهى.
با توجّه به اینکه در بهشت هر لباس با هر نوع جنس و رنگى در اختیار بهشتیان قرار دارد، امّا اختصاص لباس سبز شاید اشاره به لباس رسمى و عمومى آنان باشد که هنگام تکیه بر تخت‏ها خود را به آن تزیین مى‏نمایند.

----------------------------------------------

سوره سوره‏ نحل آیه 32

الَّذِینَ تَتَوَفَّهُمُ الْمَلَئِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلَمٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ

به آنان که (از آلودگى‏هاى شرک و گناه) پاکند، فرشتگانى که جانشان را مى‏ستانند، مى‏گویند: سلام علیکم. به پاداشِ آنچه انجام داده‏اید، به بهشت داخل شوید.

   + کمال با خدا ; ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٤
    پيام هاي ديگران ()